پیش درآمدی بر توسعه ی پایدار

*سمانه شاه محمدیانتوسعه فرایند گذار از وضع موجود به وضع مطلوب در عرصه های مختلف فرهنگی،اجتماعی،سیاسی و اقتصادی است.

توسعه به مثابه نهالی است که باید غرص شود و با مراقبت و مواظبت رشد کرده، بالنده شده تا به ثمر بنشیند. آنچه در این فرایند نقش آفرینی میکند چگونگی تعامل انسان با طبیعت در ظرف زمان است.البته مبحث توسعه موضوع جدیدی نیست. بهبود شرایط زندگی انسان و استفاده بهینه از منابع و امکانات مادی و معنوی، در طول تاریخ از دغدغه های اصلی جوامع انسانی به طور اعم متفکران، صاحب نظران و حاکمان بطور اخص بوده است. دوره پارینه سنگی، نو سنگی، مس و مفرغ، انقلاب صنعتی و دوره کنونی بیانگر سیر تکامل اندیشه انسان برای چگونگی بهره وری از امکانات و منابع موجود در طبیعت بوده است.و در این میان رشد بی رویه ی جمعیت و این دنیای شلوغ ، نقطه ی شروع ای برای بیان تفکر توسعه ی پایدارقرار گرفت.

اکنون ٧/٧ میلیارد نفر روی کره ی زمین هستند، چیزی بیش از ٩ برابر ٨٠٠ میلیون نفری که در شروع انقلاب صنعتی در سال ١٧۵٠ روی این کره ی خاکی زندگی می کرده اند.

جمعیت جهان به سرعت در حال افزایش است ، تقریبا ٧۵-٨٠ میلیون نفر در سال! با این نرخ به زودی و تا دهه ٢٠٢٠ میلادی به ٨ میلیارد خواهد رسید و شاید هم تا ابتدای دهه ی ٢٠۴٠ میلادی به ٩ میلیارد نفر برسد!.

این میلیاردها نفر به دنبال جای پایی برای خود در اقتصاد جهانی هستند: فقرا با پیدا کردن غذا، آب سالم، مراقبت های بهداشتی و سرپناه برای ادامه بقاء دست و پنجه نرم می کنند، آن هایی که فقط کمی بالاتر از خط فقر هستند، به دنبال موفقیت بیشتر و آینده ای درخشانتر برای فرزندان خود میباشند، ساکنان کشورهای پردرآمد امیدوارند که پیشرفت تکنولوژی به آنها و خانواده هایشان رفاه بیشتری سرازیر نماید و به نظر می رسد که فوق ثروتمندان نیز برای مقامشان در رتبه بندی ثروتمندترین افراد جهان به یکدیگر تنه بزنند!.

درکل ٧/٧ میلیارد نفر به دنبال بهبود وضعیت اقتصادی خود هستند و این امر را در اقتصاد جهانی ای انجام میدهند که روز به روز از طریق تجارت، سرمایه گذاری، فن آوری ها، جریان های تولید، مهاجرت و شبکه های اجتماعی در هم تنیده تر میشود. تولید جهان در هر سال٩٠ تریلیون دلار ( تولید ناخالص جهانی (Gross World Product)  برآورد می شود که بی سابقه است.

با آمار غیر دقیق می توان گفت که اندازه یGWP حداقل١٠٠ برابر بزرگتر از همین رقم در سال ١٧۵٠ است.

البته صادقانه باید گفت از آنجا که اقتصاد جهانی امروز عمدتا از کالاها و خدماتی تشکیل شده که ٢۵٠ سال پیش اصلن وجود خارجی نداشتند، یک چنین قیاسی خیلی هم با معنا نیست.

آن چه ما می دانیم این است که اقتصاد جهانی گسترده ، سریعا در حال رشد( ۴-٣ درصد در هر سال)و فوق العاده نابرابر در توزیع درآمد در داخل و بین کشورهاست.

دنیای ما دنیای ثروت افسانه ای و نهایت فقر است، دنیای میلیون ها انسان با طول عمر زیاد و در کمال سلامت است که در نسل های قبل غیر قابل تصور بود!.

با این حال این دنیا اینگونه نیز هست که حداقل یک میلیون نفر در چنان فقری زندگی می کنند که هر روز فقط برای بقای خود در تکاپو هستند.

فقیرترین فقرا به دلیل تغذیه ناکافی، فقدان مراقبت های بهداشتی، سر پناه ناامن، فقدان آب سالم و عدم رعایت اصول بهداشتی هر روز بامساله ی مرگ و زندگی رو به رو هستند.

اقتصاد جهانی نه تنها به طور چشمگیری نابرابر است، بلکه برای کره زمین نیز به طور چشمگیری تهدید کننده و خطر آفرین است. 

انسان نیز مانند همه ی موجودات زنده برای تأمین غذا و آب، هر آنچه برای بقا ضروریست و امنیت، نسبت به تهدیدات محیطی مانند بیماری های واگیردار یا بلایای طبیعی، به طبیعت وابسته است. با این حال به عنوان موجودی که به سخاوت طبیعت یا آنچه که دانشمندان «خدمات محیطی» می نامند وابسته است، برای حفاظت از آن کم کاری می کنیم. اقتصاد جهانی غول پیکر خالق بحران محیطی غول پیکر است، بحرانی که سلامت و حتی بقای میلیون ها گونه دیگر روی کره زمین را تهدید می کند.

بر اساس نگرش حاکم بر اقتصاد سرمایه داری که همیشه در پی حداکثر سازی منفعت و مطلوبیت خویش با تولید و مصرف انبوه است و آسیب های جدی و جبران ناپذیری را بر محیط زیست وارد کرده است.

این امر سبب شد، برخی از سیاستمداران و دانشمندان در دهه هفتاد میلادی نخستین زنگ خطر را به صدا در آوردند و جهان را نسبت به تخریب محیط زیست و نابودی منابع زیستی و تجدید ناپذیر هشدار دهند. از این رو توجه و سازگاری با محیط زیست به عنوان بخشی منفک ناپذیر از توسعه درآمده است.

پس به توسعه ی پایدار می رسیم؛ به عنوان یک مساله ذهنی، توسعه پایدار سعی دارد به روابط و بر هم کنش های سه سیستم پیچیده معنا ببخشد: اقتصاد جهانی، جامعه جهانی و محیط فیزیکی زمین.  چگونه اقتصادی با ٧.٧ میلیارد نفر و ٩٠ تریلیون دلار تولید ناخالص جهانی در طول زمان تغییر میکند؟

چه چیز موجب رشد اقتصادی می شود؟ چرا فقر همچنان وجوددارد؟ وقتی میلیون ها نفر به ناگاه از طریق بازارها، تکنولوژی ، سرمایه گذاری و شبکه های اجتماعی با هم تعامل می کنند چه اتفاقی می افتد؟ چگونه یک جامعه جهانی با چنین نابرابری درآمد، ثروت و قدرتی کار میکند؟ آیا فقرا می توانند از سرنوشت خود بگریزند؟ آیا بشر  می تواند متحد شده و بر تفاوت های طبقاتی و قدرتی غلبه نماید؟

آیا راهی برای تغییر مسیر وجود دارد، راهی که توسعه ی اقتصادی را با پایداری محیط پیوند دهد؟

* پژوهشگر حوزه توسعه پایدار

شهاب زنجان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست بعدی

سفر در ایستگاه گرانی / زنجانی ها برای خرید لباس به «وان» سفر می کنند

ج مهر ۵ , ۱۳۹۸
شهاب زنجان – با خاتمه امتحانات مدارس و دانشگاه ها و تا حدودی اعلام نتایج، سفرهای داخلی و خارجی جان دوباره ای گرفته است. خانواده هایی که بعد از تعطیلات نوروز، در مرداد و شهریور نفس راحتی کشیده اند، این بار، بار و بندیل سفر را بسته، رهسپار سفرهای کوتاه […]
فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس